تبليغاتX
طبیعت و حیات وحش
 سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان

از سوی بنياد ميراث پاسارگاد سال 1388 خورشيدی سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان نام گرفت

             

پایگاه آگاهی رسانی محیط زیست ایران (زیستا): بنياد ميراث پاسارگاد، بنا بر سنت هر ساله خود، در آستانه ی فرا رسيدن بهار وسال نوی 1388 خورشيدی، (2548 پاسارگادی) امسال را «سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان» می نامد تا نظر ايرانيان و همه ی فرهنگ دوستان جهان را نسبت به ستمی که بر اين شهر تاريخی، اين نصف جهان زيبا، می رود بيش از پيش جلب کند.

به گزارش زیستا در بیانیه این بنیاد آمده است : متاسفانه، در سال های اخير، و به ويژه در سال گذشته، علاوه بر بی توجهی های عمدی و غيرعمدی دولت و مسئولين سازمان های ميراث فرهنگی و محيط زيست ايران نسبت به کل ميراث بشری اين سرزمين، سايه ی سياه اين ويرانگری ها برشهر اصفهان، شهر زيبای پل های منحصر بفرد و گنبدهای فيروزه ای ايرانی، افتاده است. همه ی گزارش ها نشان دهنده ی آن است که ميراث تاريخی و فرهنگی اصفهان ـ که بخشی از آن  جزو ميراث جهانی و بشری محسوب می شود ـ به شدت در آستانه ی ويرانی قرار گرفته؛ و اين فاجعه ای است جبران ناپذير که سکوت و بی توجهی نسبت به آن شايسته ی انسان متمدن امروز نيست.

بايد بياد داشته باشيم که انسان پيشرفته ی امروز به تجربه دريافته است که تنها اهميت دادن به مجموعه ای از ارزش های گرانمايه ی بشری می تواند تفاوت معنوی و شگرف او را نسبت به انسان دوران وحش و خارج شونده از ظلمات قرون وسطی آشکار سازد.

اين ارزش ها از آزادی و صلح و حقوق بشر گرفته تا مبارزه با تبعيض های نژادی، مذهبی، جنسيتی، فقر، بی عدالتی، و بالاخره کوشش در راستای حفظ و اهميت ميراث های فرهنگی و طبيعی است که دست آورد سرفرازانه ی او را در طول تاريخ تکاملش نشان می دهند. انسان امروز، با اين که به داشتن بالاترين تکنولوژی های طول تاريخ مغرور است، به خوبی دريافته که بهره وری از اين تکنولوژی ها تنها در سايه ی درک ارزش های فرهنگی بشری و امکان دادن به تبادل اين ارزش ها در بين ملت های جهان امکان پذير است و بس.

و چنين است که ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی همه ی جوامع اکنون در زمره ی سرچشمه های ارزش های فرهنگی و دست آوردهای معنوی مردمان جهان قرار گرفته و  حفظ و نگاهداری از آن ها از وظايف و حقوق مسلم و جدی هر انسان متمدنی است.

بر اساس اين واقعيت های آشکار، و نيز به احترام شروع سال نوی ايرانی، که نماد انسانی، زيبا و روشن ارزش های زنده و شفاف فرهنگ سرزمين ايران است، و با توجه به نياز شديدی که برای تشويق همگان به کوشش در راستای حفظ و نگاهداری ميراث در خطر شهر زيبای اصفهان وجود دارد، بنياد ميراث پاسارگاد از همگان می خواهد تا در سراسر سال 1388، با هر امکان و وسيله ای که در اختيار دارند، در آگاه سازی مردمان و بسيج همگانی برای نگاهبانی و نجات اين ميراث با ارزش و جهانی پيشقدم شوند.

همچنين، اين «بنياد» و کميته ی وابسته به آن ـ «کميته ی نجات پاسارگاد» ـ اعلام می دارند که آمادگی دارند تا همه ی دادخواست ها و درخواست های سازمان ها، افراد و گروه هايي را که به اين مهم ياری برسانند در مراجع و رسانه های بين المللی منعکس سازند.

با آرزوی اين که سال نوی ايرانی، به عنوان سالی که در آن ملتی برای حفظ ميراث های فرهنگی و طبيعی خويش به پا خواسته است، در تاريخ سرزمين مان بدرخشد و اين نسل را در برابر نسل هایی که خواهند آمد و سند هويت شان را در همين ميراث ها جستجو خواهند کرد سرفراز سازد.

لینک خبر: http://greennews.ir/detail_fa/?iData=628&iCat=330&iChannel=1&nChannel=News 

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 22:59  
 زمزمه ساخت پالايشگاه در ميانكاله
اسد افلاكي: در حالي كه زمزمه‌هايي مبني بر ساخت پالايشگاه نفت در ميانكاله به گوش مي‌رسد، كارشناسان مي‌گويند ساخت پالايشگاه اين زيست‌بوم ارزشمند را به ورطه نابودي مي‌كشاند.
 
زمزمه ساخت پالايشگاه در ميانكاله كه از مدت‌ها پيش شنيده مي‌شد در سفر استاني امسال هيات دولت به اين استان شدت گرفت به‌ويژه آنكه اواخر خردادماه سال‌جاري و پس از سفر هيات دولت به مازندران، معاون انساني سازمان محيط‌زيست با اشاره به اينكه بنا بر مصوبه استاني هيات دولت پيشنهاد احداث پالايشگاه نفت در 2 منطقه، يكي اطراف پناهگاه حيات‌وحش ميانكاله و ديگري در كياسر، به سازمان حفاظت محيط‌زيست و كميته ارزيابي ارائه شده است اين خبر را تاييد كرد.

اصيليان، البته در واكنش به اين موضوع كه براساس مصوبه سال 81 هيات وزيران، به‌دليل حساسيت اكولوژيك مناطق شمالي استقرار واحد‌‌هاي صنعتي در استان‌هاي گيلان، مازندران و گلستان محدود شده است تصريح كرد: گزينه نخست، يعني عرصه‌هاي تالابي ميانكاله به هيچ وجه مكان مناسبي نيست اما گزينه دوم يعني كياسر كه در مرز استان سمنان واقع شده، جاي تامل دارد.

مسعود باقرزاده، كارشناس تالاب‌ها، با اشاره به اينكه راه‌اندازي پالايشگاه مساوي با نابودي اين تالاب است،به همشهري گفت: موضوع ساخت اين پالايشگاه در كميته ارزيابي زيست‌محيطي كه نماينده مردم بهشهر در مجلس شوراي اسلامي و برخي مسئولان ديگر محلي استان حضور داشتند مطرح شد و در آنجا با وجود اصرار نماينده مذكور و ديگر مسئولان محلي، اين طرح با مخالفت صريح كارشناس محيط‌زيست مواجه شد.

اين مدرس دانشگاه با اشاره به اينكه مشكل اساسي كشور ما نبود طرح آمايش سرزمين است، افزود: متأسفانه به‌دليل نبود اين طرح و نبود نگاه فرابخشي در كشور، هر نماينده و مسئولي با نيت خير و به قصد خدمت به مردم منطقه خود تقاضاي احداث پالايشگاه مي‌كند ؛بدون‌آنكه از پيامدهاي نامطلوب آن آگاه باشد.

از سوي ديگر مي‌بينيم وزارت نفت هم با هدف گسترش بخش خصوصي، به‌طورهمزمان مجوز 2 پالايشگاه در 2 استان همجوار گلستان و مازندران آن هم به فاصله 100 كيلومتر را به بخش خصوصي مي‌دهد توجيه ساخت اين دو پالايشگاه هم دريافت نفت از كشورهاي همسايه شمالي و فراوري آن در اين پالايشگاه و ارسال آن به جنوب است ؛

حال آنكه اين حرف جديدي نيست بلكه 50سال است كه مطرح است و هرازگاهي روي اين حرف مانور مي‌شود. در حالي كه با احداث يك مجتمع پالايشگاهي در منطقه‌اي كارشناسي شده مي‌توان اين هدف را عملي كرد اما به جاي آن سرزمين را تكه‌تكه نابود مي‌كنند تا بخشي خصوصي توسعه يابد.

باقرزاده كه كارشناس مسئول تالاب‌ها در سازمان محيط‌زيست است با تاكيد براينكه آنچه مي‌گويد موضع وي به‌عنوان يك كارشناس است نه موضع سازمان محيط‌زيست، تصريح كرد: گرچه نماينده مردم بهشهر و ساير مسئولان محلي مازندران بر راه‌اندازي اين پالايشگاه اصرار و تاكيد مي‌كنند كه مكان مورد نظر براي تاسيس پالايشگاه در حاشيه تالاب واقع شده، اما بر خلاف اين تصور پالايشگاه در اراضي تالابي قرار گرفته است ؛

چرا كه در اين منطقه آب‌هاي زيرزميني بالاست و در مواقعي با بالا آمدن آب منطقه مورد نظر جزء تالاب مي‌شود و با توجه به اينكه عمق آب در اين منطقه 2 متر است هر آلودگي به تالاب راه مي‌يابد.

وي ضمن تاكيد بر ضرورت طرح آمايش بيان داشت: اگر اين طرح وجود داشت، مشخص بود كه تا 50 سال آينده صنايع بايد كجا متمركز شود و ديگر اين همه كشمكش وجود نداشت؛

اما در حال حاضر حتي مشخص نيست 4 سال آينده هر منطقه‌اي چه وضعيتي دارد.نكته ديگر اينكه در همه دنيا صنايع خود را در عرصه‌هاي كويري راه‌اندازي مي‌كنند اما با اينكه دوسوم عرصه‌هاي كشور ما از اراضي كويري تشكيل شده ما عرصه‌هاي كويري را رها كرده و در عوض حاصلخيزترين اراضي كشور را براي راه‌اندازي صنايع انتخاب مي‌كنيم.

مردم منطقه هم فكر مي‌كنند احداث پالايشگاه سبب رونق معيشت آنها مي‌شود در حالي كه نمي‌دانند با راه‌اندازي پالايشگاه در واقع توان‌سرزمين‌شان را ازدست مي‌دهند و اين تاسيسات خاك و زمين‌هاي حاصلخيز آنها را نابود مي‌كند تا آنجا كه اگر اكنون امكان كاشت برنج و صيد يك ماهي يا مرغابي را دارند همين امكان اندك را هم از دست خواهند داد به همين دليل است كه بدنه كارشناسي با احداث پالايشگاه در هر نقطه‌اي از استان‌هاي شمالي صد در صد مخالف است.

باقر‌زاده در پايان گفت: با بودن تشكيلات نفتي اميرآباد در منطقه، ساخت پالايشگاه در ميانكاله، معضل ديگري را به معضلات منطقه اضافه مي‌كند و باعث فشار مضاعف مي‌شود.

مانع از فاجعه زيست‌محيطي شويد

دكتر برهان رياضي، كارشناس و پژوهشگر تالاب‌ها، با بيان اينكه احداث پالايشگاه در ميانكاله فاجعه زيست‌محيطي و زدن تير خلاص به اين زيست‌بوم با ارزش است، به همشهري گفت: ميانكاله يكي از پناهگاه‌هاي حيات وحش و تحت حفاظت سازمان محيط‌زيست است كه قانونا داراي طبقه بندي حفاظتي است و هرگونه اقدامي در اين منطقه بايد با مقتضيات اكولوژيكي منطبق باشد.

اين تالاب به‌عنوان يكي از تالاب‌هاي داراي اهميت بين‌المللي در كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده و يكي از مناطقي است كه ازطرف يونسكو به‌عنوان ذخيره‌گاه زيست كره انتخاب شده است به همين دليل جامعه بين‌المللي از طريق كنوانسيون رامسر روي اين تالاب حساسيت دارد.

عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي- واحد علوم و تحقيقات مركز، افزود: علاوه بر ارزش ملي و بين‌المللي، ميانكاله از اكوسيستم‌هاي بسيار متنوعي برخوردار است.

از يك سو بخشي از درياي خزر را در خود دارد، از سوي ديگربخش تالابي آن داراي آب لب شور است و قسمتي از آن نيزآب كاملا شيرين دارد ؛ به همين دليل زيست‌مندان با تنوع بسيار بالاي آبزي در اين زيست‌بوم ارزشمند وجود دارند.

در عين حال عرصه خشكي همجوار با درياي خزر و انارستان ارزش آن را دو چندان كرده است. اين مجموعه سبب شده سيماي طبيعي سرزمين آنگونه كه در گذشته‌هاي دور وجود داشته است فقط در ميانكاله ديده شود.

چنين الگو و نمونه‌اي از عرصه‌هاي همجوار ساحل، خليج و تالاب وخشكي نه تنها در كشور كه در دنيا بي‌نظير است.دريك عبارت ميانكاله نگيني است كه شبيه ندارد.

رياضي با اشاره به اينكه در دهه‌هاي گذشته تجاوز و تعدي به عرصه‌هاي اين تالاب آسيب‌هاي فراواني به آن وارد كرده است، خاطر نشان ساخت: با ساخت پالايشگاه در اين زيست‌بوم ارزشمند، انواع پساب‌هاي آلوده، آلودگي هوا ناشي از دودكش‌ها و آلودگي گوگرد ناشي از انواع سولفورها - كه با توجه به مرطوب بودن محيط با هر بارشي تبديل به باران اسيدي خواهد شد - عرصه‌هاي تالاب را به ورطه نابودي مي‌كشاند ؛

به‌ويژه آلودگي حرارتي ناشي از آبي كه در دستگاه‌هاي خنك‌كننده استفاده مي‌شود باعث فاجعه در اين زيست‌بوم مي‌شود.

نمونه آن، آلودگي حرارتي نيروگاه نكاست كه مشكلات متعددي براي خزر ايجاد كرده است.

براين اساس ساخت پالايشگاه در اين تالاب هيچ توجيه كارشناسي ندارد و كساني كه با الفباي معيارهاي زيست‌محيطي آشنا باشند مي‌دانند كه طرح‌هايي از اين دست تا چه اندازه با استانداردهاي زيست‌محيطي مغايراست.

 

لینک خبر: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=76322
 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 9:37  
 استاد رضا ارحام صدر ، پدر تئاتر کمدی انتقادی ایران درگذشت
             

ساعتی پیش ارحام صدر، بازیگر برجسته تئاتر  اصفهان و ایران به رحمت ایزدی پیوست.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری، رضا ارحام صدر که از هنرمندان برجسته و صاحب سبک کشورمان به شمار می رود، ساعت 16:30امروز در منزل شخصی خود در گذشت.

وی که متولد 1302 بود، بیش از 50 سال به اجرای بدون وقفه تئاترهای اجتماعی و طنز پرداخت.

ارحام صدر که دانش آموخته فلسفه است، در خصوص ورود خود به صحنه تئاتر گفته بود:«هنگامی که در کلاس چهارم متوسطه در مدرسه ادب اصفهان قرار بود جشني برگزار شود و در آن نمايش هم باشد و قرار شد كه گروه نمايش از بچه‌هاي مدرسه ادب باشد.آن زمان جناب آقاي كتابي بود و مرحوم ناصر فرهمند، علي  اصغر جهانشاهي كه در اين مدرسه رياضيات درس مي‌داد و بعدها پدر خانم من شد، سر كلاس آمدند و با اشاره آنها به دنبالشان از كلاس خارج شدم. در طول فاصله كلاس تا دفتر در فكر بودم كه اين بار چه كسي از من شكايت كرده است و وقتي وارد شديم هر سه نفر آقاي كتابي- علي اصغر جهانشاه و مرحوم ناصر فرهمند با محبت براندازم كردند، عاقبت مرحوم ناصر فرهمند گفت به ما خبر دادند كه تو توي كلاس مزه پراني و اداي همه را در مي‌آوري حالا مي‌خواهيم ببينيم در تأتر هم مي‌تواني همين كار را بكني. من داشتم از خوشحالي پر در مي‌آوردم كه آقاي كتابي اضافه كرد ما در مدرسه مي‌خواهيم يك تأتر به روي صحنه ببريم و شما هم بايد نقش يك محصل بي انضباط را بازي كني.من و بچه‌هاي مدرسه نمايش( رفيق ناجنس) را به روي صحنه برديم و يادم هست كه اين نمايش يك هفته ادامه داشت و به اين ترتيب وارد صحنه تأتر شدم.

ارحام صدر که اکثر کارهای او طنز و با رویکردی اجتماعی بود و به همین دلیل نیز به شکر پاره اصفهان شهره شده بود می گفت وقتی مردم را می خندانم احساس آئينه بودن و آئينه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.

وی در خصوص ورود خود به تئاتر طنز نیز اینگونه گفته بود:«در تأتر سپاهان يك شب هنر پيشه كمدی آقاي بني احمد كه نمايش را با لهجه كاشي بازي مي‌كرد مريض شد. من هم همان نقش ايشان را با لهجه اصفهاني بازي كردم. و فردا شب حالش خوب شد و آمد وديگر خودش بازي كرد، و از آنجا شد كه من كمدين شدم.»

ارحام صدر که بیشتر نمایشهای کمدی اش رنگ و بویی اجتماعی و انتقادی داشت در خصوص این سبک گفته بود:«وقتي آقاي محمد علي رجايي از كرمان به اصفهان آمد، آقاي رجايي سه دختر داشت كه هر سه دخترش با خودش بازي مي‌كردند. آقاي فرهمند و جهانشاه و رفيعي همگي موافقت كردند كه نمايش‌هاي كمدي انتقادي كه به من پيشنهاد داده بودند را بازي كنيم و درد و دل‌هاي مردم و سختي هاي زندگي را در قالب كمدي به نمايش در بياوريم، و استاد فرهمند به من پيشنهاد كرد كه نقش حاج عبدالغفار را بازي كنم و چون سرباز رزم خود است، بازي كرد و من هم چند نمايش اجرا كردم كه اين چند نمايش انتقادي در مورد مردمي بود كه ماليات مي‌دادند و اداره ماليات از افرادي ماليات مي‌گرفت كه تمام دستهاشان پينه دارد.به عنوان مثال از واكسي- حلبي‌ساز- نانوا- نجار و آهنگر، در كل براي همه نمايش كمدي انتقادي به نمايش مي‌گذاشتم و با استقبال زيادي روبرو مي‌شد. خاطرم هست كه نمايشي براي ماليات به نمايش گذاشتم و با استقبال زيادي روبرو شد. يادم هست در نمايشي كه در مورد ماليات اجرا كردم بنابراين شد كه ماليات‌ها را از افراد زحمتكش ‌بگيرند و ثروتمند‌ها معاف ‌شوند. پس از نمايش، مردم يك ربع كف مي‌زدند، نمايش‌هاي ما اين قدر با استقبال روبرو مي‌شد كه بليت‌هاي ما تا ساعت 4 بعد ازظهر تمام مي‌شد و مردم به خودشان مي‌گفتند كه اين نمايش را كه درد و دل ما مردم را مي‌گويد بايد ديد و اين را بگويم تأتر زبان گوياي مردم شد و نمايش (مكتب كمدي انتقادي) به نام ما ثبت شد، و هنوز مي‌گفتند و مي‌گويند كه رضا ارحام صدر اين سبك را متداول كرده است و هنوز كساني كه فرهنگ تأتر دارند مي‌گويند رضا ارحام صدر پايه گذار كمدي انتقادي است.»

وی که در  176 تئاتر، در مدت  حاصل 47 سال فعاليت تئاتري خود در چند فیلم سینمایی از جمله شب نشيني در جهنم، یک اصفهانی در نیویورک، ‌جعفر خان از فرنگ برگشته و  افسانه شهر لاجوردي، نصف جهان  و یک فیلم که درباره زندگی خود او ساخته شده بود به ایفای نقش پرداخته بود.

گفتنی است مراسم تشییع این هنرمند برجسته کشورمان، صبح سه شنبه در اصفهان انجام می شود.

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 23:34  
 نجات خرسهاي پاندا در زمين لرزه چين
يكي از اتفاقهاي خوب دنيا

يكي از حركتهائي كه تا ديدم خيلي كيف كردم .

شاد شاد شدم

حتما ادامه مطلب رو ببينيد...

اصل مطلب

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 10:56  
 فروشگاه شهروند - حامي محيط زيست
                         

                         

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:5  
 نگاه به آسمان در تالاب هشیلان کرمانشاه
این روزها صحبت از کم آبی و خشکسالی و اینجور چیزا زیاد به گوش میرسه.

هفته پیش کرمانشاه بودم و به توصیه دوستی برای دیدن پرندگان به تالابی به اسم هشیلان رفتم. چیزی بجز برکه ای کوچک از تالاب باقی نمونده بود که این برکه هم توسط تانکرهای آبی که توسط سازمان جهاد کشاورزی به محل آورده میشد هنوز وجود داشت .  

 خط آب قبلی تالاب در سمت راست تصویر مشخصه

تنها تعدادی پرستوی زیبا و این دارکوب سوری در محل باقی مونده بودن. 

در برکه باقی مونده هم تنها تعدادی لاک پشت دیده میشدن .

که البته همشون طاقت بی آبی رو نداشتن .

و اونهائی که هنوز بودن فقط به آسمون چشم دوخته بودن !!!

 

اطلاعات کامل تر در مورد این تالاب:

اطلاعات کامل در مورد تالاب هشیلان - سایت بیابانها و کویرهای ایران.

جدال مرگ و زندگی در تالاب هشیلان- خبرگزاری جمهوری اسلامی.

جدال مرگ و زندگی در تالاب هشیلان کرمانشاه - خبر فارسی.

نفس تالاب هشیلان به شماره افتاد - جام جم آن لاین.

تالاب هشیلان + تصاویر - نیکا

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 14:29  
 قاب زندگي
|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 10:10  
 کیسه های پلاستیکی و محیط زیست

حتما همگی کانالهای آب پر شده از کیسه های پلاستیکی و در مسیر مسافرت ، زمینهای اطراف جاده ها پر از درختهای پوشیده از پلاستیک که گاهی به درختهای تولید پلاستیک بیشتر شبیه هستند و در کنار باجه های دریافت عوارض جاده ای و فروشگاه های مواد غذائی با صحنه های قابل تامل پوشیده شده از کیسه های پلاستیکی رو برو شده اید و بدون شک همگی از آن بیزاریم. در اکثر این مواقع اعتراض ما به مسوولین شهرداریست که چگونه در پاکیزه نگهداشتن محیط شهری کوتاهی میکنند. افرادی را دیده ایم که پس از مصرف مواد داخل کیسه های پلاستیکی آنرا به داخل جوی آب یا کف خیابان انداخته اند و بد و بیراه آشکار و پنهان ما را به جان خریده اند.

             

ولی خود ما چقدر در این آلودگی سهیم هستیم؟  ممکن است هیچگاه کیسه های پلاستیکی خود را در خیابان و جوی آب رها نکنیم و با قرار دادن آن در ظروف مخصوص دفع زباله های بازیافتی ، خوشحال باشیم که در نظافت محیط زیست و کاهش آلودگی سهیم بوده ایم.  ولی هیچگاه به تعداد و ضرورت استفاده از کیسه های پلاستیکی فکر کرده ایم؟

-         آیا میدانید در ماه گذشته حدود  ۴ میلیارد کیسه های پلاستیکی در دنیا استفاده شده است؟

-         کیسه های پلاستیکی به عنوان زباله دور ریخته میشوند و باعث آلودگی محیط زیست ، رودخانه ها و کانالهای آب و در موارد بسیاری گرفتگی آب راهها و جمع شدن و مسکوت ماندن آب و بنابراین زاد و ولد انواع حشرات میشوند.

-         میدانید حدود 1000 سال زمان جهت بازگشت به طبیعت کیسه های پلاستیکی لازم است؟

-         آیا میدانید با مصرف نکردن یک کیسه پلاستیکی در هفته در هر خانواده ایرانی میتوان حدود 816 میلیون کیسه پلاستیکی در سال استفاده نکرد !!

-         سالانه کیسهای پلاستیکی باعث خفگی ، کشته شدن هزاران پستاندار و پرندگان دریائی و مانع حرکت آنها میشود.

-         آیا میدانید پس از از کشته شدن حیوانات دریائی، کیسه های پلاستیکی مجددا به حرکت مضر خود و از بین بردن حیاتی دیگر ادامه میدهند؟

-         آیا میدانستید حدود ۳۲% از زباله های دنیا مواد پلاستیکی هستند که کیسه های پلاستیکی ۷% از این حجم زباله را به خود اختصاص داده اند؟

-         هیچگاه فکر کرده ایم که کیسه پلاستیکی تولید شده از نفت است که دارای ذخایر محدود در دنیاست و با استفاده از کیسه هائی که قابلیت استفاده مجدد دارند در خریدهایمان ، میتوان در استفاده بهینه و طولانی تر از  نفت  و کاهش آلودگیهای زیست محیطی دخیل بود؟

                       چه اقداماتی میتوان جهت کاهش استفاده از کیسه پلاستیکی انجام داد؟

به عنوان خریدار:

۱-     همراه داشتن و استفاده از کیسه هائی با قابلیت استفاده مجدد همچون کیسه های پارچه ای در هنگام خرید.

۲-     در صورت همراه نداشتن کیسه مناسب، تنها به میزان نیاز جهت حمل کالای خریداری شده کیسه پلاستیکی از فروشنده درخواست شود.

۳-     اکثر فروشندگان بصورت خودکار اقلام خریداری شده شما را داخل کیسه پلاستیکی  میگذارند. گفتن کلمه " نه" به فروشندگان علی الخصوص در زمان خرید اقلامی که قابلیت حمل بدون کیسه را دارند یا خود در کیسه های قابل حمل بسته بندی شده اند.

۴-     نگهداری از کیسه پلاستیکی جهت استفاده مجدد حتی به عنوان کیسه زباله.

۵-     تنها زمانی کیسه های زباله خود را از منزل خارج کنید که کاملا پر شده باشند.

۶-     فامیل، دوستان و همکاران خود را تشویق به رعایت نکات ذکر شده کنید.

 

به عنوان فروشنده:

۱-     ارائه کیسه هائی با قابلیت مصرف مجدد که میتوان با چاپ علامت اختصاری و نام فروشگاه بر روی آن کار تبلیغات نیز انجام داد.

۲-     گرفتن هزینه جداگانه جهت هر کیسه پلاستیکی در فروشگاه ها. به نظر میرسد در بعضی مواقع فشار مالی به افراد، بیش از آموزش در کاهش مصرف بی رویه  موثر است.

۳-  ارائه تخفیف ویژه ، به هر مقدار و حتی به صورت نمادین ، به مشتریانی که با خود کیسه های قابل استفاده مجدد جهت کالاهای خریداری شده به همراه میاورند و اعلام آن توسط نوشته ای بر روی شیشه فروشگاه.

۴-  نوشتن جمله ای بر روی کیسه ها و تشویق مشتریان به استفاده مجدد از آن.

۵-  تشویق مشتریان از طریق چاپ جمله ای در همین ارتباط در انتهای فاکتور فروش.

 

     

                     مزایای کیسه هائی که قابلیت مصرف مجدد دارند:

                                                 

-         بسیار راحت تر در دست قابل حمل هستند و باعث آسیب دیدگی انگشتان نمیشوند. (همگی آثار فشار دسته کیسه پلاستیکی برروی انگشتان خود را تجربه کرده ایم ) !!

-         تقریبا ۲ برابر کیسه های پلاستیکی ،  قابلیت حمل مواد خریداری شده را دارند. 

-         بدلیل داشتن بندهای بلند، میتوان آنها را به شانه ها آویخت و در نتیجه از آزادی حرکت دو دست استفاده کرد.

-         در برابر کیسه های پلاستیکی بسیار مقاومتر هستند و از پاره شدن و ریختن مواد خریداری شده در وسط خیابان جلوگیری میشود.

-         در نوع پارچه ای بسیار ارزان قیمت و بدلیل قابلیت شستشو ، مدتهای طولانی قابل استفاده هستند.

 

 

            اولین قدم در جلوگیری از مصرف کیسه های پلاستیکی

           به فروشندگان در مقابل تحویل کیسه پلاستیکی بگوئید:

 

                                      " نه"

                                                

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:1  
 نظر خوانندگان دنياي اقتصاد
امروز 2 تا عكس با توضيحاتش رو در روزنامه دنياي اقتصاد ديدم.
در كنار اينكه هر كسي نظرشو ميتونه بده و يا در مورد عكس دوم ميتونم بگم كه واقعا براي بچه ها مشكله و براي سگها مشكلتر و نه شهرداري , بلكه سازمانهاي زيست محيطي و حمايت از حيوانات بايد اين موضع رو پيگيري كنند, جهت گيري روزنامه دنياي اقتصاد و تيترهاي انتخابي برام مهم بود.




فكر ميكنيد عكس از اين مزخرف تر ميشد از يه سگ انداخت؟




شماره تلفنهاي دنياي اقتصاد رو از عكس پاك نكردم كه هر كس علاقمند بود تماس بگيره و نظرش رو در دو مورد بالا براشون بگه .
|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 8:57  
 علوفه پراکنی 27/10/1386
گرچه خیلی دیر شده ولی شاید دیدن چند تا عکس از علوفه پراکنی جمعه ۲۷/۱۰/۸۶ خالی از لطف نباشه. مخصوصا برای سوختن دل اونائی که نبودن ...

وقتی بچه ها داشتن علوفه ها رو پخش میکردن قوچها و میشها از بالای صخره ها انتظار میکشیدن و منتظر بودن که ما محل رو ترک کنیم.

 

 

 

 در برگشت هم سری به مزار بزرگ مرد حامی حیات آزاد، دکتر هرمز اسدی زدیم و تو دلمون باهاش یه چیزهائی گفتیم .

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 23:20  
 داستان تکراری قسم حضرت عباس و دم خروس ...!!؟؟
 

قسم حضرت عباس در مهر ۱۳۸۶

پیدا شدن دم خروس در بهمن ۱۳۸۶

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 23:5  
 علوفه پراكني به همراه مراسم تجليل از محيط بانان
روز جمعه ۱۴/۱۰/۱۳۸۶ بچه هاي گروه كوهنوردي نمونه برنامه اي رو ترتيب داده بودن براي مشاركت عمومي در علوفه پراكني در ارتفاعات و تغذيه حيوانات گياه خوار منطقه ورجین.

خوشبختانه استقبال خوبي شده بود و از گروه هاي مختلف زيست محيطي و حاميان حيوانات حضور داشتن.

 به منطقه كه رسيديم با صحنه اي جالب ولي نگران كننده روبرو شديم . قوچهاي منطقه به قدري از ارتفاعات براي خوردن غذا پائين اومده بودن كه كاملا در ديدرس بودن و شايد ديگه اسم حيات وحش رو با تصوري كه ما ازش داريم نميشد روش گذاشت.

بعد از توضيحات و شرح برنامه از طرف گروه برنامه ريز، شرع به پر كردن گونيها كرديم و بعد از بستن در گونيها، بچه ها حركت كردن براي رفتن به ارتفاعات و پخش علوفه در محلهاي تعيين شده.

اين عمل به صورت مستمر توسط محيط بانهاي منطقه انجام ميشه و حضور دسته جمعي روز جمعه، تنها به عنوان عملي نمادين و دلگرمي به محيط بانهاي منطقه بود. 

يه همراه كوچولو به اسم پانا ( كه معرف حضور خيلي از شماها ست) هم داشتيم !!.

از دامنه كوه كه بالا ميرفتيم،‌قوچهاي منطقه كه بوي علوفه رو احساس كرده بودن با فاصله اي مطمئن گروه رو همراهي ميكردن .

پس از اينكه علوفه ها در بالاترين محل ممكن پخش شد و گروه به سمت پائين حركت كرد، ديدن قوچها در حال رفتن به محل پخش علوفه صحنه اي ديدني رو بوجود آورده بود و خستگي رو از تن همه به در ميكرد.

 بعد از برگشتن به پايگاه ، تقديرنامه هائي از طرف گروه تدارك ديده شده بود كه به تك تك محيط بانها به عنوان قدرداني داده شد.

من عاشق چهره هاي محكم و استوار محيط بانها بودم . يه نگاه بهشون بندازين.

 

يكي از اونا براي تشكر از حضور بچه ها گفت:

ما نميدونستيم اينهمه حامي داريم، وگرنه خيلي كارها ميتونستيم بكنيم...

تنها يه چيز دل همه رو به درد مي آورد. شنيدن صداي شليك گلوله شكارچيان كه هر از گاهي به گوش ميرسيد....   

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 21:1  
 سخني از پروفسور حسابي ( بدون شرح )

                                         

 

روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد:

 

استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟

فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جوابش مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا ميكنم.

به آن دانشجو گفتم:

 

جهان سوم جايي است كه هركس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هركس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد .

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 22:14  
 دومین تجمع حامیان حیوانات و دوستداران محیط زیست مقابل سیرک
 
|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 14:58  
 ديروز ، امروز و وظيفه ما

مطلب گرگ تنهاي عزيز با عنوان دنيائي بدون فردا رو در مورد Floyd wester ميخوندم . به فكر افتادم كه هميشه نگاه ها، صحبتها و رفتار افرادي كه در طبيعت زندگي ميكنند ملموس تر و تاثير گزار تره. هميشه سادگي رو ميشه توي صراحت بيان و نگاهشون ديد.

بعضي وقتها فكر ميكنم چطور ميشه از افرادي ( مثه تك تك ما)كه توي شهرها و در بين سيمان و آهن به دنيا ميان، بزرگ ميشن و زندگي ميكنن ، انتظار درك طبيعت و حمايت از حيوانات رو داشت.

بشين فكر كن از صبح كه با صداي ساعت موبايلت به جاي صداي مرغ و خروس و پرنده ها از خواب بيدار ميشي تا شب كه به جاي رفتن زير كرسي چوب سوز با تاريك شدن هوا و گوش دادن به داستانهاي افسانه اي كه پدرها و پدر بزرگها تعريف ميكردن و پر از نكته هاي مثبت و آموزشي از طبيعت و حيوانات و انسانيت در لفاف جنگ بين اهريمن و خوبي بيان ميشد، بعد از ساعتها گير كردن تو ترافيك و ديدن برخورد ناشايست مردم با همديگه مياي خونه . پر از احساس خستگي هستي . يه چائي براي خودت ميريزي . اگه مرد باشي تلويزيونو روشن ميكني اخبار ميبيني كه همش پره از جنگ و دعوا . 30 ساله تو امريكا و اروپا همه دارن آدم ميكشن و همو ميخورن و تو مملكت ما هر روز پر از افتخار و پيشرفتهاي كلان و برنامه ريزي براي تصاحب و هدايت كردن همه دنياست. اگر هم زن باشي بسته به نوع زندگيت، يا بايد با بچه سر و كله بزني و فكر غذا و درس و مشق فرداش باشي و اصلا وقت نميكني به خودت برسي يا خوش شانسي و شوهر نداري و ميتوني بيشتر به خودت برسي.  (گرچه در مورد خانمها حرف زدن من خطاست چون زن نيستم). ولي در هر صورت هممون تا خرخره تو اين زندگي فرو رفتيمو دست و پا ميزنيم.      

نياكان ما رابطه با حيوانات و طبيعت رو مستقيما و در هر لحظه حس ميكردن. صبح با صداي مرغ و خروس بيدار ميشدن، ميرفتن گاو و گوسفند شونو ميدوشيدن، صبحانه اي از شير و تخم مرغ و سرشير و پنير تهيه شده از حيوانات خودشون ميخوردن، سگهاي گله داشتن كه از زندگي و گله و حيووناشون مواظبت ميكرد. ميرفتن مزرعه گندم و جو و گوجه و خيار ميكاشتن. از آب رودخونه و قنات  آبياريش ميكردن. با اسبشون اينطرف و اونطرف ميرفتن و با الاغ و قاطرشون بار ميبردن.

حالا چي؟ با زنگ ساعت ،‌ خوابالو از ديشبي كه دير خوابيدي بيدار ميشي، با هزارتا بد و بيرا به دنيا لباس ميپوشي و چون وقت برا صبحانه خوردن نداري ، گرسنه ميپري تو تاكسي و 40 نفر بهت فحش ميدن كه نوبتت بود يا نبود و ميري اداره تا شب يه روز مزخرف رو تجربه ميكني و تو راه برگشت هم اگه احيانا سگي و گربه اي رو ببيني چون غير از كثيفي چيزي از حيوانات يادت نمياد، يه لگدي، سنگي چيزي نثار ميكني و مياي خونه و بقيه داستان.

حالا بايد به اين مردم متمدن شهري حالي كني كه حيوان خوب است، طبيعت خوب است، بايد محافظت شود.

كي گوش ميده خانم؟ كي گوش ميده آقا؟. كي درك ميكنه اصلا؟ با شرايطي كه به قسمتيش اشاره كردم، فكر ميكني تقصيري با مردمه؟ نه به خدا...

ميخواي گوش كنه وقتي ميگي نرو سيرك ،‌چون شير سيرك قبلا آزار ديده تا اين جنگولك بازيها رو يرات در بياره ؟ خوب معلومه كه اكثرا اهميت نميدن.

فكر ميكني مسوولين حمايت از حيوانات و محيط زيستمون از كجا اومدن؟ اونا هم همين زندگي رو دارن .

من كاملا با نحوه انتخابشون مخالفم و اعتقاد دارم كسي بايد مسوول باشه كه به قول يكي از دوستان حداقل درسشو خونده باشه، حداقل عكس چند تا حيوون روتو كتاب ديده باشه . ولي قبول كننين همه چيزمون به هم مياد.

اينا رو ننوشتم كه بگم نا اميديم . ننوشتم كه بگم كار از كار گذشته . ميخواستم بگم كه خيلي كار حساسي در پيش دارين. بايد يواش يواش توي ذهن مردم نفوذ كرد و يادشون آورد كه چقدر وابسته به طبيعت و حيات وحش هستن.
|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 0:47  
 نامه دوست عزيز شين. الف. شريفي به رئيس محترم سازمان محيط زيست ايران

سرکار علیه خانم دکتر جوادی،

ریاست محترم سازمان محیط زیست،

سلام بر شما !

از هموطنان شما هستم....اما نه از آن گونه که شما میشناسید! گویا سرکار معتقدید که مردمتان اگر به سیرک نروند، به سراغ فیلمهایی میروند که "فیلم ناجور" خواندیدشان! قصد شکایت از شما از جانب هفتاد میلیون ایرانی به خاطر این اتهام و ناسزایتان ندارم....چرا که مدیرید و قدرتمند.

تفاوت من و شما به قاعده باید از سوی خدا در تقوا و ترسی باشد که از خدا داریم و ارزشهای اکتسابیمان به مانند تحصیلات و تخصص(که متاسفانه هر دو محیط زیست نیست!)  قطعا" در گامهای بعد ارزش گذاری. شاید هفتاد میلیون هموطنتان منهای من برنامه تلویزیونیتان را ندیده باشند و اصلا" از شما شکایتی نداشته باشند (که قطعا" میدانم چنین نیست!) از شما گله ای دارم! من به مانند شما هرگز برای ملتی تصمیم نگرفته ام که برای حذر از "فیلم ناجو"ر به "سیرک" بکشانمشان! و البته به ازای هر نفر هم 15 الی 25000 تومان ناقابل به جیب خلیل عقاب و ایتالیاییها بریزم!

 

متن كامل نامه ...

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 14:54  
 آغاز يك حركت
تعدادي از بچه ها اومده بودن. تقريبا همه اونائي كه قول داده بودن، شايدم بيشتر.

 

به نظرم اطلاع رساني خوبي انجام شد. چهره مردم ديدني بود. تا حالا چنين حركتي نديده بودن.

هميشه از شيشه پنجره ماشينشون كاغذهائي ميگرفتن كه معرف انواع رستورانها، آرايشگاه ها و چيزهاي از اين قبيل بود. ولي ايندفعه بچه هائي با چهره هاي متفاوت پيام جديدي داشتن:

 

تفريح، شادي ، خنده ، سيرك بزرگ ايتاليائي

درد، عذاب و شكنجه حيوانات تفريح نيست

سيرك: سرگرمي شما = شكنجه آنها

 

قيافه هاشون ديدني بود. تو ايران و از اين حرفها ؟؟!!

تو ذهنشون چيزي جديد جرقه زد

و اين آغاز يه حركته...

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 0:23  
 جمعه ، روز اعتراض به در بند كشيدن حيوانات
|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 19:3  
 مراسم گاوبازی

واقعیتها و تصاویری از گاوبازی

 

همونطور که میدونین گاوبازی یکی از تفریحات بخشی از مردم اسپانیا و یکی از جاذبه های توریستی اون کشوره. خوشحالم به اطلاعتون برسونم که بر اساس خبری منتشر شده در ایسنا تلویزیونهای اسپانیا از پخش مستقیم گاوبازی خودداری کردن که شدیدا هم مورد حمله قرار گرفتن.!!

 

تصویر اول گوساله ای  نر آماده رفتن به زمین گاوبازیست که هنوز مورد آزارو اذیت قرار نگرفته. بر خلاف تبلیغات گاوبازان، گوساله نر اصولا آرام و ساکته و تنها زمانی عکس العمل نشون میده که میخواهد از خودش دفاع کنه. قبل از اینکه وارد زمین گاوبازی بشه، اونو در یک سلول کوچک و تاریک ، بدون آب و غذا نگهداری میکنن. این عمل سیستم عصبی اونو بهم میریزه . درست قبل از ورود به زمین به گوساله افسار میبندند و اون شروع میکنه به تقلا کردن جهت آزادی...

 

 

 

اسبها هم به نوعی قربانیان گاوبازی هستند. به اونا چشم بند میزنند که نتونند حرکت کنند. این اسبها عادت دارند که گوساله رو برای جنگیدن تحریک کنن. یک یا دو مرد هم بر پشت اسب سوار و شروع به فرو کردن نیزه های تیز به کمر و شونه های گوساله میکنند.....

این اسبها هم با اینکه بوسیله سپرهای مخصوصی پوشیده شدن، ولی اکثرا توسط گوساله زخمی میشن و گاهی در همون زمین گاوبازی کشته میشن.

 

 

 

اسب سوار مرتبا نیزه خودشو به کمر و شونه های گوساله فرو میکنه و باعث سوراخ شدن عضله و پارگی تاندونها میشه. این عمل که با خونریزی شدید همراهه، باعث عصبانی تر شدن گوساله و دفاع بیشتر میشه .....

 

 

 

زخمها و خونریزیها واقعا غیر قابل تحمل هستند و با قاطعیت فلسفه یک جنگ برابر بین انسان و حیوان رو رد میکنند....

 

 

 

مردهای پیاده که آماده جنگ نابرابر هستند در پشت تابلوهای تبلیغاتی پناه میگیرند تا جدال بین مرد اسب سوار و گوساله به تضعیف گوساله منجر بشه. اونا همیشه آماده فرار به پشت تابلوهای تبلیغاتی هستند ( در این عکس به خوبی تبلیغ شرکت آبجوسازی Corona به مدیریت Anheuser-Busch  رو که اسپانسر این مبارزه یکطرفه هست رو میبینید).

 

 

 

با رفتن خون بسیار از بدن گوساله و خستگی اون، قاتلین از مخفیگاهشون بیرون میان و با نیزه هاشون به سمت قربانی حمله ور میشن.

شرکت Corona حمایت از سیستمی میکنه که حامی قتلی بدین شکل و شمایل و فعالیتی غیر قانونی که در تمام دنیا از جمله امریکا مورد نقد قرار میگیره و جزو کثیفترین تفریحات شناخته میشه.

 

 

 

تعدد نیزه و خنجرها باعث شدت آسیب دیدگی عضلات کمر، شانه و گردن گوساله میشه و گوساله رو در حالت شوک ، بیحالی و زاری قرار میده....

 

 

 

هر چه بر تعداد نیزه ها افزوده میشه، خون بیشتری از حیوان بیچاره فوران میکنه و باعث ضعف بیشتر اون میشه. هر چند اون هنوز به سختی قادر به حرکت و بالا گرفتن سرش هست، ولی دیگه قدرت دفاع رو از دست میده...

 

 

در این مقطع نمایش قاتلین که اعتقاد به نبرد برابر دارند در برابر حیوان ناتوان شروع میشه. از پشت مخفیگاه ها بیرون میان و احساس قدرت میکنند...

 

 

قاتل اصلی پارچه رو در جلوی صورت گوساله میگیره و شمشیر خودشو تا انتها در بدن گوساله فرو میکنه. باور دارن شمشیر در قلب گوساله فرو میره و باعث کمتر زجر کشیدن و مردن ناگهانی اون میشه. ولی گوساله باید خیلی خوش شانس باشه تا این اتفاق بیفته. بیشتر از 90% مبارزه ها ( قتلها ) نیزه به احشاء داخل شکم گوساله فرو میره که اینو میشه از فریاد دردی که از دهنش بیرون میاد فهمید....

 

 

گوساله قدرت حرکت رو از دست میده و به زمین میخوره ....

 

 

در این لحظه تیر خلاص زن از پشت خنجری رو وارد پشت سر گوساله میکنه و نخاع اونو قطع میکنه....

 

 

 

گرچه گوساله دیگه قادر به حرکت نیست ولی همچنان زنده و هوشیاره....

 

 

توسط اسبی لاشه گوساله به دور زمین گشیده میشه تا همه تماشاچیها لذت وافر ببرند....

 

 

همینطور که در تصویر آخر میبینید، خنجری که نخاع حیوان بیچاره رو قطع کرده داخل لیوان آب جو شرکت Corona قرار داره. جالبتر اینکه آقای Anheuser-Busch    تولید کننده آب جو Budweiser Beer و سهامدار اصلی شرکت Corona مدیر یک پارک آبی حیات وحشه و ادعا میکنه که کمک به مراقبت از حیوانات و جلوگیری از انقراض اونها میکنه .

 

 

Anheuser-Busch درخواستهای مکرر قطع کمک به گاوبازی رو رد کرده و این کار رو داره در امریکا و کانادا هم به عنوان یک سنت اسپانیائی رواج میده..

 

از همه دوستان تقاضا میکنم به سایت زیر مراجعه کنند و Petition مربوط به جلوگیری از گاوبازی رو امضا کنند.

 

http://www.petitiononline.com/olotanti/petition.html

 

ضمنا میتونید با ارسال نامه، فاکس و ایمیل به Anheuser-Busch اعتراض خودتونو از حمایت ایشون از این وحشیگری انسان متمدن اعلام کنین. میتونین متن Petition رو ( به غیر از پاراگراف آخر ) کپی کنین و به عنوان ایمیل برای Anheuser-Busch به آدرس زیر بفرستید.

Anheuser-Busch

August Busch III
Chairman and CEO
Anheuser-Busch
1
Bush Place
St. Louis, MO 63118-1852


Toll-Free Phone Number (Public Relations): 800-342-5283
Headquarters: 314-577-2000
E-mail:
estherkinzie@corona.com

 

 

 

قصد داشتم در وبلاگم تا میشه چیزهای امید بخش و شاد بنویسم ولی نشد.

 مطمئن هستم دل همتونو به درد آوردم . ولی وقتی شرایط رو دیدم فکر کردم هر یک از امضاهای ما به عنوان یک ایرانی میتونه کمکی به این حیوانات دوست داشتنی و جلوگیری از این قتل عام باشه.

به امید یاری شما دوستان

 

|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 19:32  
 قانون مربوط به شکار اتباع بیگانه لغو شده است

قانون مربوط به شکار اتباع بیگانه لغو شده است

هیچ جاده ای از پارک ملی لار عبور نخواهد کرد و پرونده این جاده بسته شده است

سازمان حفاظت محیط زیست در موضوع پارس شمالی کوتاه نخواهد آمد

دکتر دلاور نجفی در جلسۀ مشترک با هیئت نمایندگی کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران ضمن بیان مطالب فوق تأکید نمود طبق مصوبات هفتۀ جاری وتوافقات انجام شده موضوع عبور جاده از پارک ملی لار برای همیشه منتفی شد و این جاده به خارج از پارک ملی لار منتقل خواهد شد.

وی در پاسخ به سؤال مربوط به قانونی که از آن به عنوان کاپیتولاسیون دوم نامبرده می شود ؛خبر از لغو مصوبه مذکور را داد و افزود در دو سال گذشته هیچ بیگانه ای با شرایط مندرج در قانون مذکور مجوزی دریافت ننموده و نخواهد نمود.

دکتر نجفی همچنین از ایستادگی سازمان در خصوص فعل و انفعالات اخیر در حوزه موسوم به پارس شمالی سخن گفت و از اراده سازمان برای رعایت همۀ معیارهای اصولی زیست محیطی در این منطقه خبر داد.

این مقام سازمان در پایان به تکمیل طرح جامع ساماندهی حیات وحش   ( برای اولین بار در کشور) اشاره نمود و آنرا به عنوان اقدامی ارزشمند در جهت حفاظت از گونه های در معرض انقراض کشور تلقی نمود.

منبع : کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ  محیط زیست ایران

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 20:56  
 جذب توریسم شکار

جذب توریسم شکار از سال آینده عملیاتی می شود

 

معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از برنامه ریزی های لازم برای جذب توریسم شکار در کشور با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست خبر داد.

 

                               

 

محمد شریف ملک زاده افزود: با توجه به اینکه ایران علاوه بر دارابودن آثار تاریخی ، باستانی و فرهنگی فراوان، دارای گونه های مختلف و نادر جانوری است ، بنابراین می توان از این ظرفیت و قابلییت در جهت در جذب توریسم شکار استفاده کرد.
وی خاطر نشان کرد: به منظور جذب توریسم شکار سازمان میراث
فرهنگی و گردشگری در چارچوب قوانین کشورمان و بر اساس تعاریف خاص در نظر گرفته شده برای شکار در حال انجام مذاکرات با سازمان حفاظت محیط زیست است و بزودی نتایج آن مشخص می شود.
معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تاکید کرد: به محض
امضای تفاهمنامه و توافقات لازم با محیط زیست ، در زمینه جذب توریسم شکار اقدام می شود و به طور حتم این امر در سال آینده عملی خواهد شد.

 

منبع : خبرگزاری آفتاب

 

نمیدونم جائی برای توضیح و تفسیر وجود داره یا نه !!!!

به نظر میاد ما داریم از تمام ظرفیتهای آثار تاریخی، باستانی و فرهنگیمون! استفاده میکنیم و قراره که شکار حیوانات ( علی الخصوص گونه های نادر) رو هم اضافه کنیم .

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 0:6  
 عکس یوز ایرانی

چند عکس ازیوزپلنگ آسیائی 

ادامه تصاویر در سایت یوزپلنگ آسیائی 

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 11:8  
 ‌روز ملي حفاظت از يوزپلنگ ايراني
 

‌روز ملي حفاظت از يوزپلنگ ايراني

13 سال از فاجعه تلخ كشتار يوزپلنگ‌هاي آسيايي مي‌گذرد. فاجعه‌اي كه به دست تعدادي ازافراد ناآگاه رقم خورد. اما اين واقعه دردناك زنگ خطري را به صدا در آورد كه ناقوس آن انقراض قريب‌الوقوع آخرين بازمانده‌هاي يوزپلنگ ايراني بود. در نهم شهريور سال 1373 يك يوز ماده كه به همراه سه توله‌اش به منظور خوردن آب به يكي از نخلستان‌هاي اطراف شهر بافق پناه آورده بودند ناگهان در نزديكي چشمه آب مورد حمله عده‌اي از مردم قرار گرفتند.

ماده يوز فرار كرد اما سه‌ توله‌اش زير ضربات چوب و چماق مردم به‌قدري دچار جراحت و آسيب شدند كه دو توله در همان لحظات اوليه جان باختند. در اين زمان محيط‌بانان و ماموران گارد محيط‌زيست از راه رسيدند اما تلا‌ش آنها تنها منجر به نجات جان يكي از توله‌ها شد. اين توله يوز كه دچار جراحت شديدي شده بود به تهران انتقال يافت و تا مدت 9 سال در پارك پرديسان تهران نگهداري شد. <ماريتا> آخرين بازمانده اين فاجعه تلخ بود كه چهار سال قبل به دليل ابتلا‌ به بيماري كلا‌پس ريوي و عفونت انگلي جان باخت. اما نكته قابل توجه در اين ميان آن است كه‌ درست در همان روزهايي كه واقعه كشتار توله‌يوزها در بافق يزد اتفاق افتاد،‌به گفته شاهدان عيني، ماده يوز تا مدت‌ها به نزديكي محل واقعه مي‌آمد و توله‌هايش را صدا مي‌زد. ‌

از آن زمان تاكنون هر ساله بارها شاهد كشتار يوزها به دست برخي افراد ناآگاه و يا زير گرفتن آنها توسط خودروهاي عبوري در جاده‌هاي دشت‌هاي مركزي ايران بوده ايم. تااينكه در اواخر سال 1379 حفاظت از آخرين بازمانده‌هاي يوزپلنگ ايراني و زيستگاه‌هاي آن با حمايت مالي سازمان‌هاي بين‌المللي در دستور كار سازمان محيط زيست قرار گرفت. ‌

به موازات تلا‌ش محيط بانان و كارشناسان محيط‌زيست در سه استان يزد،‌سمنان و خراسان براي حفاظت از زيستگاه‌هاي اين جانور،‌چند تشكل زيستمحيطي هم كه قديمي‌ترين آنها انجمن يوزپلنگ ايراني بود توسط عده‌اي از هواداران و دانشجويان محيط زيست تاسيس شد كه عمده فعاليت آنها آموزش جوامع محلي پيرامون زيستگاه‌هاي يوز بود. ‌

به‌راستي چند ايراني يوزپلنگ را مي‌شناسند؟ ‌اين پرسشي است كه انجمن يوزپلنگ ايراني بعد از گذشت 6 سال از آغاز به كارش،‌از مطرح مي‌كند.‌شايد بهترين ايده براي آشنايي هر چه بيشتر مردم با يوزپلنگ ايراني،‌ انتخاب يك روز در سال به عنوان روز حفاظت از يوزپلنگ ايراني بود كه پيشنهاد آن توسط انجمن يوزپلنگ ايراني ارائه شد كه با استقبال برخي از مسوولا‌ن و مديران محلي از جمله فرماندار شهرستان بافق يزد مواجه شد. به همين دليل، روز 9 شهريور هر سال به نام روز يوزپلنگ ايراني معرفي شد تا شايد با حمايت هر چه بيشتر مردم و تصميم‌گيران دولتي بتوانيم روزي را شاهد باشيم كه بار ديگر دشت‌هاي مركزي ايران جمعيت قابل‌توجهي از سريعترين دونده روي زمين را به خود ببيند. برنامه امسال اين روز،‌ به صورت جشنواره يك روزه توسط انجمن يوزپلنگ ايراني، انجمن طرح سرزمين پايدار، انجمن بوم‌پژوهان، كانون پژوهش و حفاظت از طبيعت پايدار محيط‌بان، پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي و سازمان حفاظت محيط زيست و با همكاري موزه طبيعت و حيات وحش دارآباد در محل اين موزه برگزار مي شود. به موازات اين برنامه در تهران،‌فعالا‌ن محيط زيست با حضور در مناطقي از جمله روستاهاي اطراف منطقه بافق يزد، شهرستان جاجرم و گرمه در مجاورت منطقه مياندشت در خراسان،‌ بخش چوپانان در نزديكي منطقه عباس‌آباد نائين، روستاهاي اطراف منطقه خارتوران شاهرود و شهرستان طبس در نزديكي منطقه ناي بندان به اجراي برنامه‌هايي خواهند پرداخت. ‌

برگزاري برنامه‌هايي شامل مسابقات ورزشي نمادين با هدف آشنايي عموم مردم با يوزپلنگ،‌نمايش فيلم يا تئاتر‌هاي مرتبط،‌تهيه و توزيع بروشور،‌برگزاري تور بازديد از زيستگاه يوزپلنگ،‌برگزاري مسابقه نقاشي و انشا با موضوع يوزپلنگ،‌چاپ مطلب در نشريات محلي سراسري،‌ معرفي يوزپلنگ و خصوصيات آن در اجتماعات (دانشگاه، محل كار، خانواده و... )،‌توليد كار دستي با موضوع يوزپلنگ،‌توليد محصولا‌ت با موضوع يا نشان يوزپلنگ از جمله اقداماتي است كه قرار است به همت اين تعداد از تشكل‌هاي زيست محيطي در اين مناطق و نيز تهران صورت پذيرد. ‌ 

وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 9:17  
 بختگان

بختگان يك درياچه فصلي نيست

كامبيز بهرام سلطاني كه يكي از كارشناسان قديمي و برجسته در حوزه محيط زيست ايران است در باره فصلي يا دائمي بودن درياچه بختگان مي‌گويد: هرگاه فرض شود كه رودخانه كر و شاخه‌هاي اصلي منشعب از آن، رودخانه‌هايي دائمي هستند (كه فرضي درست است) و نيز بازهم فرض شود كه، مجموعه اين رودخانه‌ها به درياچه بختگان منتهي مي‌شوند (كه باز هم فرضيه درستي است)، در اين صورت نمي‌توان درياچه بختگان را در شمار درياچه‌هاي موقت قرار داد.

در مورد درياچه طشك نيز مي‌توان به همين ترتيب استدلا‌ل نمود ؛ درياچه طشك نيز بخشي از آب خود را از رودخانه كر (سرريز بختگان ) و بخش مهمتري را از چشمه گمبان دريافت مي‌كند. بنابراين پرسش نخست مبني بر اينكه <اگر آب رودخانه كر، بدون هرمانعي به درياچه بختگان مي‌رسيد، بازهم درياچه خشك مي‌شد> منفي است. ‌

به اعتقاد او مباحثي كه در زمينه فصلي بودن دو درياچه در جريان است، عموما - با يا بدون ذكر مأخذ - متكي بر تحقيقات دانيل كريسنلي <مطالعه ژئومرفولوژي و آب و هواي گذشته پلا‌ياهاي ايران> است كه حدود سال‌هاي 1965 ( تقريبا اواسط دهه 1340 خورشيدي) به انجام رسيده و نخست در سال 1350 توسط سازمان جغرافيايي كشور و سپس در سال 1381 با عنوان <كويرهاي ايران و خصوصيات ژئومرفولوژيك و پالئوكليماتولوژي آن> مجددا انتشار يافته است. عنوان اصلي اين مطالعات عبارت بوده است از: A geomorphlogical and Palaeoclimatologicalstudy of the Playas of Iran كه در سال 1970 انتشار يافته است.

وي مي‌نويسد: اولا‌ بايد ياد آور شد، دانيل كرينسلي در مطالعات خود، نه از كوير، بلكه از پلا‌ياي ني‌ريز صحبت كرده است ؛ در ترجمه 1381 اثر كرينسلي پلا‌يا معادل كوير ترجمه شده كه اين دو را نمي‌توان معادل يكديگر دانست.

در مورد نظريه‌هانس بوبك كه كرينسلي براي تاييد نظريه خود بر تحقيقات وي تكيه مي‌كند، بايد گفت، او مكان درياچه بختگان و طشك را اشتباه گرفته است، چنانچه مي‌نويسد <در اين تاريخ عمق درياچه بختگان با درياچه جنوبي فقط يك متر بوده است.>

اين در حالي است كه دو درياچه طشك و بختگان حداقل از دوره عضدالدوله ديلمي كه بند امير يا عضدي در زمان او احداث شده است، داراي نام و هويت مشخص بوده‌اند. چنانچه مقدسي كه در دوران ساخت بند امير مي‌زيسته مي‌نويسد: <درياچه بختگان كه رود كر بدان مي‌ريزد، اگرچه امروز اطراف آن بياباني است، در قرون وسطي محاط به دهكده‌ها و شهرهاي آباد بوده است. اين درياچه خود مركب از دو درياچه متصل است كه در قرون وسطي درياچه جنوبي را بختگان و شمالي را باسفويه يا چوپانان مي‌ناميدند.> بديهي است كه درياچه باسفويه يا چوپانان، همان طشك امروزي است و بدين ترتيب‌هانس بوبك در قضاوت خود دچار اشتباه شده است. ضمنا در مورد گفته مقدسي در اين زمينه كه <اين درياچه خود مركب از دو درياچه متصل است > بايد دقت كافي شود.

اما در زمينه نظريه فصلي بودن درياچه‌ها كه كرينسلي بر آن تاكيد دارد، نام برده خود بدين نكته اشاره مي‌كند كه <در خشكي اخير اين درياچه‌ها استفاده فوق‌العاده زياد آب در زمان اخير نيز شريك است و نمي‌توان آن را ناديده گرفت >، ولي خود در ادامه بحث از پرداختن عميق‌تر به اين مقوله خودداري كرده و <آن را ناديده > گرفته است.

در حالي‌كه احداث سازه‌هاي آبي و از اين طريق دامن زدن به مصرف هرچه بيشتر آب، نقشي كليدي در تبديل درياچه‌هاي طشك و بختگان به پلا‌ياهاي مورد بررسي كرينسلي داشته و دارند. بر اين مبنا در بهترين حالت مي‌توان از <پلا‌ياهاي انسان ساخت> ياد كرد و نه پلا‌ياهايي كه محصول فرآيندهاي زمين شناختي و ژئومرفولوژيك - پلا‌ياهاي واقعي - بوده و در تكوين و شكل‌گيري آنها انسان دخالتي نداشته است.

نمونه پيشرفته‌تر درياچه‌هاي طشك و بختگان، وضعيتي است كه تالاب‌هاي‌هامون، به ويژه‌هامون صابري و‌هامون هيرمند، بدان گرفتار آمده‌اند؛ پهنه‌اي كه در گذشته اي نه چندان دور، چشم‌اندازي تالا‌بي را به نمايش مي‌گذاشت، امروزه به بيابان و در بخش‌هايي، به كوير واقعي تبديل شده است.

به نظر مي‌رسد، جهت تفكيك پلا‌ياها، بيابان‌ها و كويرهاي واقعي، از آنچه كه محصول دخالت‌هاي انسان است، لا‌زم و ضروري است كه از صفت <‌انسان ساخت> استفاده شود، تا روشن شود كه، پديده‌هايي اين چنين محصول فرآيندهاي زمين شناختي و ژئومرفولوژيك نمي‌باشند. 

وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com


|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 9:13  
 بررسي پيامدهاي سد سيوند

بررسي پيامدهاي سد سيوند و ملا‌صدرا بر پارك ملي و پناهگاه حيات‌وحش بختگان؛

ضيافتي كه همه را نمك‌گير كرد - كامبيز بهرام سلطاني*

يك دهه اخير از مشاركت مردم در برنامه‌ريزي، يا آنچه امروزه <برنامه‌ريزي مشاركتي> خوانده مي‌شدر طول حداقل ود، فراوان صحبت شده است، ليكن در عمل به همان شيوه برنامه‌ريزي سنتي كه از آن تنها مي‌شود با عنوان <برنامه‌ريزي پاترناليستي > يا <پدرسالا‌رانه> ياد كرد، استفاده شده است. ‌ پدرسالا‌ري يا پاترناليسم چيست؟ به طور خلا‌صه پدري به خود اين حق را مي‌دهد كه براي فرزندان خود در هر زمينه‌اي - از انتخاب همسر و ازدواج گرفته تا انتخاب شغل و شيوه زندگي - اخذ تصميم كند، ولي هرگز پيامدهاي اخذ تصميمات خود را نپذيرد و از پذيرش آن سر باز زند.

در حقيقت نقطه مقابل روش برنامه‌ريزي مشاركتي، روش برنامه‌ريزي پدرسالا‌رانه است، يعني دولت و جمع كارشناسان مورد اعتماد دولت، چه در بخش دولتي و چه در قالب مهندسان مشاور خصوصي و پيمانكاران، بدون مشورت با مردم - حذف مشاركت مردم - تصميم مي‌گيرند، طرحي را اجراي و طرح ديگر را اجرا ننمايند. در اين شرايط اصولا‌ اولويت‌هاي جامعه نمي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، زيرا دولت و جمع كارشناسان معتمد بر اين باورند كه خود نيازهاي جامعه را به خوبي مي‌شناسند و بدين لحاظ نيازي به شناخت اولويت‌هاي جامعه ندارند. از ديد جامعه طرح‌هاي غيرمشاركتي همواره مشابه <‌تخم‌مرغهاي شكلا‌تي > هستند كه تا لحظه باز كردن شكلا‌ت = ( افتتاح طرح ) كودك نمي‌داند چه چيزي نصيب او مي‌شود. طرح سد سيوند و جالب تر از آن سد ملا‌صدرا نيز، به دليل بي‌اطلا‌عي جامعه و در ارتباط با موضوع بحث حاضر، بي توجهي آشكار مسوولا‌ن سازمان حفاظت محيط‌زيست و اداره مسوول در سطح استان فارس، در حكم همان تخم مرغهاي شكلا‌تي هستند كه تازه زماني كه پوسته آن برداشته مي‌شود، مشخص مي‌گردد كه درون آن چيست و پيامدهاي آن كدام است. ‌

در مورد سد سيوند و پيامدهاي احتمالي آن بر پاسارگاد مطالب زيادي نوشته شد، اما دريغ از يك مطلب درباره آثار و پيامدهاي اين سد و سد ملا‌صدرا بر پارك ملي، پناهگاه حيات وحش و تالا‌ب‌هاي بين‌المللي طشك، بختگان و كمجان. در اين ارتباط سكوت سازمان حفاظت محيط‌زيست و اداره كل حفاظت محيط‌زيست استان فارس شكلي غيرقابل توجيه به خود گرفته است. اين همه در حالي است كه احداث سد سيوند از سال 1371 آغاز شد و اخذ تصميم درباره احداث سد ملا‌صدرا به سال 1377 باز مي‌گردد و حداقل مسوولا‌ن استان موظف بودند - با توجه به آشنايي با آثار و پيامدهاي اكولوژيك سد درودزن بر تالا‌ب‌هاي پايين دست - سازمان مركزي را مطلع ساخته و دراين خصوص هشدارهاي لا‌زم را اعلا‌م نموده و مهمتر از آن به انجام اقدامات جدي مبادرت نمايند. متأسفانه همه چيز با سكوت برگزار شد و اصولا‌ به نظر مي‌رسد، قرار نيست درباره محيط‌زيست و ضرورت حفاظت از آن به طور جدي صحبت شود و همه طبيعت را دوست دارند، ولي هيچ‌كس حاضر نيست نه قدمي در جهت حفاظت از آن بردارد و نه پولي در راه آن خرج كند. از اين رو به‌زودي مي‌بايست با تالا‌ب‌هاي طشك، بختگان و كمجان نيز خداحافظي كرد. ‌

بختگان

گذشته‌اي حسرت بار، آينده‌اي نامعلوم

در اوايل سال 1346 حفاظت از مجموعه بختگان از طرف اداره شكارباني فارس به سازمان شكارباني و نظارت بر صيد در تهران پيشنهاد شد و در پي اين پيشنهاد از تاريخ 1/9/1347 منطقه شكار ممنوع و سپس در سال 1347 حفاظت شده اعلا‌م شد. < اداره شكارباني و نظارت بر صيد استان فارس از همان بدو فعاليت از چراي بي رويه، قطع اشجار و شكار حيوانات در منطقه جلوگيري به عمل آورد. در اثر تلا‌ش و پيگيري‌هاي مأموران بهبود چشمگيري در تمامي زمينه‌ها مشهود شد، به طوري كه بعد از 8 سال جنگل‌ها و پوشش گياهي احيا شدند، تعداد پرندگان مهاجر از مرز ميليون گذشت و جمعيت پستانداراني مانند بز و پازن، قوچ و ميش و آهو به بيش از ده هزار رأس بالغ شد.> در اين زمان وسعت منطقه حفاظت شده به 310438 هكتار مي‌رسيد.

در گذشته نيز اين فضاي طبيعي باشكوه ارزش‌هاي طبيعي خود را نشان داده بود و بر مبناي همين ارزش‌ها، به منطقه حفاظت شده و در سال‌هاي بعد به رتبه‌هاي بالا‌تر حفاظتي دست يافت. طبق نوشته مولف كتاب تالا‌ب‌ها و پرندگان مهاجر ايران < اين درياچه‌ها در سال‌هاي پرباران به‌هم متصل شده و تشكيل درياچه وسيعي را مي‌دهند كه تا 1810 كيلومتر مربع وسعت پيدا مي‌كند. بخش بزرگتر كرانه اين درياچه‌ها را گياهان خاص تالا‌ب‌هاي شور فرا گرفته و در ناحيه چشمه‌هاي شورآب اطراف گمبان، مشرف به درياچه طشك، تالا‌ب‌هاي وسيعي وجود دارد كه داراي ني و جگن است. اين تالا‌ب‌ها زيستگاه مناسبي براي زاد و ولد كشيم تاجدار، اردك مرمري و چنگر است. مانداب‌هاي كوچكي هم در نزديكي چشمه‌هاي سهل آباد و رودخانه كر در دوشاخ مشرف بر درياچه بختگان وجود دارد. در سال 1344 مشاهده شد كه پليكان سفيد در اطراف درياچه بختگان و آنقوت در تپه‌هاي اطراف آن زاد و ولد مي‌كنند و فلا‌مينگوها در تمام ايام سال در آنجا يافت مي‌شوند.> ‌

اولين شوك جدي ‌

تا اين مرحله ظاهرا روند پيشرفت كار آنگونه بود كه بايد باشد ليكن در سال 1350 سد درودزن روي رودخانه كر و در انتهاي شرقي واحد هيدرولوژيك <كام فيروز> احداث شد. از احداث اين سد بيشتر دشت‌هاي مرودشت و درودزن منتفع شدند؛ يعني گسترش صرف سطوح زير كشت و نه <توسعه كشاورزي> در مفهوم افزايش دانش فني جامعه كشاورزي، افزايش بازدهي مصرف آب و راندمان توليد در واحد سطح. در نتيجه احداث سد درودزن اولين شوك جدي بر سيستم اكولوژيك بسيار پيچ در پيچ تالا‌ب‌هاي منطقه و از جمله تالا‌ب‌هاي طشك و بختگان وارد آمد. در همان سال‌هاي نخستين پيامدهاي اكولوژيك سد درودزن بيش و كم آشكار شد و نگراني‌هايي را به وجود آورد. <متأسفانه ساختمان سد داريوش (درودزن) روي رودخانه كر و استفاده از آب آن براي آبياري، تالا‌ب‌هاي جنوبي حوضه نيريز و طشك را خشك خواهد كرد. مانداب‌هاي بزرگ واقع در زرقان كه از آب‌هاي رودخانه كر تشكيل مي‌شدند، اينك تقريبا از ميان رفته‌اند و مانداب‌هاي مهم لا‌پويه و كمجان نيز در آينده نزديكي بدون ترديد گرفتار چنين سرنوشتي خواهند شد و زماني كه از سد استفاده شود درياچه‌هاي طشك و بختگان از منابع مهم خود محروم مي‌شوند و ديگر هرگز وسعت گذشته را نخواهند داشت. خوشبختانه مانداب‌هاي گمبان (گمون ) و سهل‌آباد با چشمه‌هاي مستقل خود مصون از طرح آبياري جديد خواهند بود و دست نخورده باقي مي‌مانند.> ‌

بدين ترتيب پيش‌بيني مولف <تالا‌ب‌ها و پرندگان مهاجر ايران> به ميزان زيادي به واقعيت گراييد، ولي آن‌گونه كه در مراحل بعدي شرح داده خواهد شد، در وضعيت موجود ديگر نمي‌توان از اصطلا‌ح خوشبينانه <خوشبختانه> استفاده به عمل آورد. تقريبا يك دهه بعد - اوايل دهه شصت خورشيدي - بيژن فرهنگ دره شوري كه ساليان دراز كل منطقه بختگان را درنورديده است و هم او بود كه براي نخستين بار گربه‌شني ‌ Felis margarita در اطراف بختگان را مشاهده كرد، مي‌نويسد: <وقتي سد درودزن در مسير رود كر احداث شد نگراني‌ها از خشكيدن درياچه‌ها افزايش يافت. همزمان با ساختمان سد، كانال‌هاي آبرساني جديدي احداث شدند كه مي‌توانستند زمين‌هاي بيشتري را مشروب نمايند. به همين دليل به وسيله زهكش‌هاي عظيم تالا‌ب‌هاي متعددي را خشك كرده و به زير كشت بردند. در همان سال‌هاي اول تالا‌ب‌هاي بيضا، لپوئي، آهوچر و زرقان نابود شدند. هرچند آب كافي براي زمين‌هاي بيشتر موجود نبود اما احداث زهكش‌ها و خشكانيدن تالا‌ب‌ها همچنان ادامه پيدا كرد. سال گذشته تالا‌ب عظيم كمجان به كلي نابود شد و امسال هم نوبت خرامه است كه زهكش آن به‌زودي تكميل مي‌شود.> بيژن فرهنگ دره شوري از آنچه در محدوده حوزه كر مي‌گذرد، انتظار نتيجه‌گيري آموزنده دارد و به همين سبب مي‌نويسد: <بررسي آنچه در حوزه رود كر مي‌گذرد از هر نظر مي‌تواند آموزنده باشد. حوادث ناگواري كه مسبب بخش اعظم آن نه خشكسالي، كه انسان‌ها هستند.> ‌

نظريه فصلي بودن درياچه‌هاي طشك و بختگان ‌

طبق تحقيقات دفتر بررسي‌هاي منابع آب وزارت نيرو وسعت درياچه طشك حدود 350 كيلومتر مربع و حجم متوسط آب درياچه برابر 300 ‌MCM تخمين زده مي‌شود. در مورد درياچه بختگان نيز دفتر بررسي‌هاي منابع آب وسعت درياچه را حدود 600 كيلومتر مربع و حجم آب درياچه را حدود 780 ‌MCM برآورد مي‌نمايد. از آنجا كه در ايران در خصوص عمق درياچه‌ها به ندرت مطالعات باتيمتري انجام گرفته است، درباره عمق درياچه‌هاي طشك و بختگان نيز نمي‌توان با قاطعيت اظهار نظر كرد، زيرا هر اظهار‌نظري مي‌تواند به همان نسبت كه درست است، نادرست هم باشد. بر مبناي اين محاسبات، براي آنكه هر دو درياچه پرآب بمانند، درمجموع به 1080 ‌MCM آب نياز است. در گذشته اين آب از طريق ورود آب چشمه گمبان، ريزش‌هاي جوي، سيلا‌ب‌هاي فصلي و ورود رودخانه كر در محل دوشاخ كربال تأمين مي‌شده است. طي سال‌هاي اخير از طريق دوكانال زهكش كه تنها فاضلا‌ب آلوده و مسموم كشاورزي را وارد درياچه‌ها مي‌نمايند، درياچه‌ها آبي را دريافت مي‌نمايند كه قاعدتا نبايد دريافت كنند. ‌

نخست بايد ياد آور شد، به هر گندابي، نمي‌توان عنوان تالا‌ب اطلا‌ق نمود و در مرحله بعدي، گويا مسوولا‌ن امر درياچه‌هاي طشك و بختگان را با گودال تبخير اشتباه گرفته‌اند. گذشته از اين، با توجه به اينكه شيب تعدادي از اراضي زراعي و نيز مراكز مسكوني به سمت درياچه‌هاست، بايد انتظار داشت كه درياچه‌ها از اين طريق نيز بخشي از فاضلا‌ب انساني و كشاورزي منطقه را به صورت آب زيرسطحي دريافت دارند. ‌

تعدادي از محققان كه قبول زحمت كرده و با نيم نگاهي وضعيت مجموعه بختگان را مورد توجه قرار داده‌اند، به اين باور رسيده‌اند كه درياچه‌هاي طشك و بختگان اصولا‌" درياچه‌هاي فصلي بوده و هرازچند سالي دچار خشكسالي مي‌شوند، ليكن در باب توالي و شدت خشكسالي‌ها اظهارنظري نكرده‌‌اند. رديابي اين پرسش كه، آيا درياچه‌هاي طشك و بختگان را بايد در شمار درياچه‌هاي دائمي يا موقت قرار داد، نيازمند تحقيقات بيشتر است، با اين وصف در اين زمينه مي‌توان فرضياتي را نيز مطرح كرد. در اين واقعيت كه درياچه‌هاي مذكور از چندين دهه پيش دچار خشكي مي‌شده‌اند ترديدي نيست ولي به نظر مي‌رسد، خشك شدن گاه و بيگاه درياچه‌ها را نمي‌توان تنها به شرايط طبيعي آن نسبت داد. بررسي صحت و سقم نظريه فصلي بودن درياچه‌هاي طشك و بختگان را نه در محدوده درياچه‌ها، كه از رودخانه كر و حوزه آن بايد آغاز كرد.

مهمترين سازه‌هاي حوزه رودخانه كر

هرگاه از سرشاخه رودخانه كر به سمت جنوب حركت كنيم، نخست سد ملا‌صدرا در تنگه براق جلب توجه مي‌كند. حجم مفيد مخزن اين سد 411 ميليون متر مكعب در نظر گرفته شده و اهدافي كه براي احداث آن عنوان شده عبارتند از افزايش 100 ميليون مترمكعب به حجم درياچه سد درودزن، گسترش10‌هزار هكتار از اراضي دشت كربال، توليد 100 مگاوات انرژي برق‌آبي، جلوگيري از تخريب اراضي دشت كربال در پايين‌دست سد درودزن و افزايش عمر مفيد سد درودزن. البته به نظر مي‌رسد، گسترش 10 هزار هكتار اراضي كشاورزي، قرار است از طريق زهكشي بيشتر تالا‌ب بين‌المللي كمجان صورت گيرد، ضمن آنكه بايد يادآور شد، تالا‌ب كمجان هم اكنون نيز كاركردهاي اكولوژيك خود را - از جمله تأمين آب شيرين براي درياچه بختگان - از دست داده است. در اين شرايط نمي‌توان صحبت از <توسعه > به طور اعم و < توسعه كشاورزي > به طور اخص به ميان آورد. توسعه همواره مفهومي كيفي بوده و به معناي به‌كرد شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و زيست‌محيطي ادراك مي‌شود، حال آنكه آنچه امروزه در جريان است - از احداث اتوبان در پارك وحش قميشلو گرفته تا احداث خط لوله نفت و گاز در خجير و پالا‌يشگاه نفت در جزيره قشم - جملگي <بارگذاري‌هاي بي‌رويه > محسوب مي‌شوند. بحث در زمينه تفاوت موجود ميان <رشد> و <توسعه> مقوله جديدي نبوده و به اواسط دهه 60 ميلا‌دي برمي‌گردد. در هر صورت به موازات احداث سد ملا‌صدرا، حتي سيلا‌ب‌هاي فصلي نيز ديگر به درياچه‌هاي طشك و بختگان نخواهند رسيد. در ادامه مسير سد درودزن قرار گرفته است كه دشت سيري‌ناپذير كامفيروز را مشروب مي‌نمايد و سرانجام سد سيوند كه به نظر مي‌رسد شهرتي جهاني يافته و به معرفي بيشتر نيازي ندارد. ‌

حال با توجه به اينكه زير حوزه طشك - بختگان در انتهاي حوزه كلا‌ن رودخانه كر قرار دارد، آيا انتظاري جز اين مي‌رفت كه، درياچه‌هاي طشك و بختگان رو به نابودي روند؟ هشدارها قبلا‌ داده شده بود و هم رياست سازمان حفاظت محيط‌زيست و هم مديريت اداره كل حفاظت محيط‌زيست استان فارس در جريان امر قرار داشته‌اند. با همه اين اوصاف، همه چيز با سكوت مسوولين روبه‌رو شد. تالا‌ب‌هاي طشك، بختگان و كمجان همچنان در فهرست رامسر قرار دارند، ليكن چند سالي است كه، در فهرست مونترو ‌(تالا‌ب‌هاي در خطر جهان) قرار داده شده‌اند، با اين اميد كه شايد مسوولا‌ن محيط‌زيست و ديگر دست‌اندركاران در جهت بهسازي تالا‌ب‌هاي ياد شده اقدامي جدي به عمل آورند ؛ ظاهرا اقدام جدي همان آبگيري سد ملا‌ صدرا و سيوند بود. بنابراين سازمان حفاظت محيط‌زيست به تعهدات بين‌المللي خود نيز - كنوانسيون رامسر و كنوانسيون تنوع زيستي - پايبندي نشان نداده است.

ضيافتي كه همه در آن سهيم شدند !

بدين ترتيب بيش از 2000 جوجه فلا‌مينگو در مرداد ماه سال جاري در يك ضيافت شوم نمك‌گير شدند! ليكن مهماندار آن ضيافت، تنها وزارت نيرو نيست. وزارت نيرو و سازمان‌هاي مربوطه در استان فارس، جملگي در تخريب پارك ملي، پناهگاه حيات وحش، تالا‌ب بين‌المللي بختگان، طشك و كمجان مقصر هستند و در نتيجه مي‌بايست مهمانداران اصلي اين ضيافت تلخ به شمار آيند. گويا مسوولا‌ن محيط‌زيست استان فارس نزديك‌ترين شاهدين به واقعه و در عين حال ساكت‌ترين آنها نيز بوده‌اند.

اگر قرار است اقدامي مثبت انجام شود، در نخستين گام درياچه‌ها مي‌بايست حقابه خود را، يعني 1080 ‌MCM آب سالم دريافت نمايند.

دومين گام عدم استفاده از درياچه‌ها به عنوان گودال تبخير اراضي كشاورزي دشت كربال - خرامه است. وزارت نيرو، سازمان آب منطقه‌اي فارس و سازمان جهادكشاورزي استان فارس موظف‌اند، براي انتقال فاضلا‌ب زهكش‌هاي صاحب‌الزمان و وزارت نيرو، به مكان‌يابي گودال تبخير براي دريافت فاضلا‌ب زهكش‌ها مبادرت نمايند.

در نهايت تالا‌ب كمجان مي‌بايست باززنده‌سازي يا ‌Rehabilitation شود، تا جايي‌كه كاركردهاي اكولوژيك خود را باز يابد. هرگاه همه اين اتفاق‌ها بيفتد، در آن صورت مي‌توان انتظار داشت ظرف حدود 10 - 8 سال آينده، بختگان جاني دوباره گيرد، در غير اين صورت، مي‌توان از هم اكنون كل منطقه را به دست فراموشي سپرد.

البته نسل ما با خاطرات و عكس‌هاي گذشته زندگي خواهد كرد، نسل جديد با طشك و بختگان آشنايي نخواهد يافت، ولي طبيعت پاسخ نهايي خود را خواهد داد.

*كارشناس محيط‌زيست و بازنشسته سازمان حفاظت محيط‌زيست 

وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 9:12  
 فلامینگوهای بخت برگشته بختگان

تجمع براي همدردي با فلامينگو‌هاي بختگان

 

جمع كثيري از طرفداران محيط‌زيست با تجمع جلوي در اصلي سازمان مركزي محيط‌زيست، با داشتن پلاكاردهايي با مضاميني چون اولين سود سيوند، فلامينگوهاي تلف‌شده، سازمان حفاظت محيط‌زيست چه مي‌كند؟و... اعتراض خود را به ضعف عملكرد سازمان محيط‌زيست در مقابله با بحران هاي زيست‌محيطي به ويژه مرگ هزاران فلامينگو در بختگان اعلام كردند.

كاشفي يكي از تجمع‌كنندگان به خبرنگار همشهري گفت: ما در اعتراض به مسائلي كه محيط‌زيست كشور را تحت‌الشعاع قرار داده و به آستانه نابودي كشانده است در اينجا گرد آمده‌ايم.

محمدي يكي ديگر از تجمع‌كنندگان، هدف از تجمع را اعتراض به اجراي طرح‌هاي عمراني بدون ملاحظه زيست‌محيطي اعلام كرد و گفت: آنچه امروز به عنوان ارزيابي زيست‌محيطي وجود دارد غالبا كاريكاتوري از واقعيت است و بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. بر همين اساس است كه مي‌بينيم احداث پتروشيمي در شمال كشور مصوب مي‌شود.

تجمع‌كنندگان با صدور بيانيه‌اي 9 ماده‌اي مبني بر حفظ محيط‌زيست، جلوگيري از تخريب پاركهاي ملي به ويژه خجير و سرخه‌حصار و گلستان، رفع معضلات پارك ملي درياچه اروميه، توقف و ممانعت عبور جاده از داخل پارك ملي لار و منطقه حفاظت شده البرز مركزي، جلوگيري از تغيير كاربري و تبديل گسترده جنگل و مراتع در منطقه حفاظت شده البرز مركزي، شمالي و جنوبي تأكيد بر حفاظت از منطقه ميانكاله و پارك ملي كوير، صيانت از جنگل‌هاي حرا و پارك ملي نايبندان، خواستار رسيدگي به موضوعات مذكور شدند.

دكتر دلاور نجفي، معاون طبيعي سازمان حفاظت محيط‌زيست با حضور در جمع تجمع‌كنندگان تأكيد كرد كه مطالبات زيست‌محيطي تشكل‌هاي غيردولتي را پيگيري خواهد كرد. وي در ادامه گفت: روز گذشته جلسه‌اي در كميسيون زيربنايي دولت در خصوص پارك ملي لار تشكيل شد و براساس آن قرار است جاده گرمابدر از داخل پارك عبور نكند

ما به آن دسته از برنامه‌هاي عمراني كه بدون ارزيابي زيست‌محيطي حقيقي صورت گرفته و مي‌گيرد و به شدت به محيط‌زيست لطمه مي‌زند معترضيم چرا كه طبيعت قانونمندي خودش را دارد و ما بايد ارزشهاي طبيعي را براي اجراي هر پروژه‌اي در نظر بگيريم.

 

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 14:1